Marhaba bu ghilara!
Posted at 2:18 AM, 5/21/2007 in Unspecified
Marhaba bu ghilara!
Eshidic ki yurkia da ve hami yanda ki kafar lar guimullar ki ghilar chadora atalar ya bashlarina dasmal baghliar olar gediplar kolah gis ya postage lardan allillar. Islam istri ki ghizlar sharafat li olalar . Hazrati fatima bir kour dan da hejab totardi, bunin manasi bu di ki hejab kishi ya marbut dului awwal ila uz shakh siatina lazim di arwad ya kishi garak nafsin ghabaghin tota ta allaha yetisha, hazrati yousef kimin kishi adi donya da ghalar ama agar o bir daghigha nafsina bakhoidi ham olardi ham fasid adam lar kimin eshika atardolar. Alan donya
All people can help the Palestinian very easy.
Palestinian is alone, they expected the help from the Arabs but they are enemy in fact. The Saudi is not Arab, they are Zionist at first, and they come from
غرور ملي و انرژي هسته"اي
برخي تصور مي"كنند حقوق هسته"اي همان حقوق و اضافه كار، حق مأموريت اعضا و كاركنان سازمان انرژي هسته"اي است و لذا هيچ هدفي جز پر كردن جيب خود و بستگانشان ندارند. چه بسيارند دانشمنداني كه به دروغ خود را دانشمند جا زده و با سرقت اطلاعات، فقط به دنبال دريافت هر چه بيشتر منافع مالي هستند تا به ساختن قصرها و كاخ"هاي خودشان بپردازند. اينها كساني هستند كه غرور ملي يا عزت ملي و افتخارات ميهني را نمي شناسند يا مي شناسند ولي براي آن ارزش قايل نيستند. اين امر فقط مخصوص دانشمندان هسته"اي نيست، در بسياري از مراكز حسّاس چنين افراد يا تفكراتي وجود دارند. مثلاً ما مي"بينيم در فيلم اخراجي"ها، كارگردان با تمام احساسات مذهبي"اي كه از خود بروز مي"دهد، اولاً از رزمندگان يك چهره نه چندان غير موجه ارايه مي"دهد، ثانياً در مسأله"ي فروش، كلاً فراموش مي"كند كه فتواي امام خميني (ره) بر عدم رعايت كپي رايت است. يعني از نظر ايشان، چيزي به نام حقوق مؤلفين و مصنفين، وجهه"ي شرعي ندارد و هر كس علمي را مي"آموزد يا مي"آموزاند نبايد براي آن اجرت طلب كند؛ «و ما اجري الا عندالله» اجر و دستمزد اينها همه با خداست زيرا «العلم نور يقذفه الله في قلب مايشاء» علم و دانش جرقه يا نوري است كه خداوند در قلب و روان كسي كه بخواهد مي"گذارد. براي همين مصنفان و محققان و دانشمندان جز با استعانت از خداوند نمي"توانند كاري جديد و شايسته كنند. نويسنده سوژه"اي ندارد جز آن"كه خداوند بر ذهن او مي"آورد. يا محقق و دانشمند چيزي از خود ندارد تا اين"كه خداوند او را راهنمايي كند. تاريخ علم ثابت مي"كند كه مخترعين و مكتشفين همه مذهبي بودند و با استعانت از خداوند به قدرت يا مال و منال يا اختراع و اكتشاف رسيدند، ولي اين خوي ناسپاسي باعث شده كه تبليغ كنند كار خود ما بوده است و خداوند كاره اي نبوده و لذا تنها دانشمندي كه به غير از ائمه و انبيا به اين امر اعتراف داشته است، ابوعلي سينا بود. ايشان مي"گويد كه هر وقت يك مشكل علمي برايم پيدا مي"شد، دو ركعت نماز مي"خواندم و سيم متصل مي"شد و مشكل رفع مي"گرديد! همه مخترعان از خانواده"هاي سطح پايين و از افراد معتقد و مذهبي بوده"اند و در آزمايشگاه"ها با نام خدا شروع مي"كردند ولي متأسفانه پس از اختراع، زرق و برق دنياي مادي آنان را فرا مي"گرفت و خدا را فراموش مي"كردند و حتي در بسياري از موارد بر عليه خدا قيام مي"كردند تا ثابت كنند اين نتيجه""ي تلاش و زحمت خودشان بوده و نه چيز ديگر! يادمان نرود كه حتي خود ما هم همينطور هستيم. از كودكي ياد گرفتيم و با خود مي"گفتيم ما خدا را داريم و غم نداريم... در شب"هاي امتحانات مدرسه، در شب"هاي كنكور، حتي در داخل جلسات كنكور و در آزمايش"هاي استخدامي، همه و همه با خدا نجوا مي"كرده"ايم ولي وقتي در دانشگاه قبول شديم يا در شغل مورد نظر استقرار پيدا كرديم، ياد خدا را مانند خواب نيمه شب به فراموشي سپرده و فكر كرديم كه آنها همه خيالات بوده است. اگر كسي هم اين شعر را به يادمان مي آورد: (خدا دارم، خدا دارم، دستم بگير كه امتحان دارم!) مي خنديديم و مي"گفتيم اگر خر خواني ما نبود كه قبول نمي"شديم؟!
غرور ملي ادواري
اين"كه گاهي غرور ملي ما لكه"دار يا پايمال مي"شود و از بين مي"رود، نشان مي"دهد كه غرور ملي هم مانند همه چيز در دنيا، ادواري و دوره اي است. يعني گاهي غرور ملي داريم و گاهي نداريم. منشاء آن"هم خود ما هستيم. اگر به غرور ملي خود احترام بگذاريم و آن را پاس بداريم، ادامه پيدا مي"كند ولي اگر به بهانه"ي غرور ملي آزار و اذيت را شروع كنيم، از بين مي"رود. خداوند در قرآن كريم مي"فرمايد: يهوديان دو بار به قدرت مي"رسند و مال و عزت و نفرات آنها زياد مي"شود؛ اما اين زياد شدن شرط دارد. اگر به خوبي عمل كردند، ادامه پيدا مي"كند ولي اگر به خوبي عمل نكردند، ساقط مي"شوند (ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اسأتم فلها «سوره اسرا»). غرور ملي نيز همين است. در حالي"كه آقاي بيگدلي در جشن 20 فروردين 86 آهنگ خود را مي"خواند، از آرش ياد مي"كند و مي"گويد آن هنگام كه آرش مرز ايران را نشان كرد گويا علي، يا علي در بازوان او جان كرد. گرچه اين يك استعاره است، اما ريشه"ي روايي و احاديثي هم دارد زيرا كه امام علي (ع) و پيغمبر اسلام جانمايه و اصل وجود هستند و هميشه بوده"اند و ايران نيز هميشه مركز پيامبران بوده است. اما به هر حال، وقتي ايشان اين شعر را مي"خوانند حتي رييس جمهور نمي"تواند جلوي احساسات خود را بگيرد و از اين"كه يك ايراني است، اشك در چشمانش جمع مي"شود. همه"ي ملت"ها، همه"ي مردم در همه عصرها و نسل"ها وقتي يك افتخاري با زحمت كسب مي"كنند، غرور ملي برايشان ايجاد مي"كند. اما كم هستند كساني"كه اين لحظات شيرين را براي هميشه به ياد داشته باشند. چه بسا افرادي كه از غرور ملي سوء استفاده مي"كنند. سوءاستفاده از غرور ملي، همان آپارتايد يا نژادپرستي است. يعني عده"اي با خيال و تصورات باطل در اثر غلو كردن در اين عرصه ناگهان به بت پرستي و بت فروشي روي مي"آورند. خدا را فراموش مي"كنند و ملي گرايي را اصل دانسته و خدا پرستي را مزاحم آن مي"دانند، ميهن پرستي به جاي خداپرستي مي"نشيند و كلمه پرستاري به معني پرستش تفسير مي"شود! كساني كه آتش پرست بودند،كار انان در ابتدا به معني پرستاري از آتش بود، يعني آنها نگهبان آتش بودند ولي در اثر افزايش غرور و انحراف از خداوند، موضوع برعكس شد و گفتند كه آتش نگهبان آنان است! يعني آتش پرستاري به آتش پرستي با مفهوم امروزي آن تغيير يافت. اين غرورهاي كاذب، راهي كاذب است زيرا انتهاي آتش پرستي همان حرف اوليه شيطان است. او علي"رغم فرمان پروردگار، در برابر حضرت آدم (ع) سجده نكرد و گفت كه من از آتش هستم و آدم (ع) از خاك. يعني غرور و خود بزرگ بيني باعث شد حتي آتش را برتر از خاك بداند، در حالي"كه هيچ دليل و مزيتي بر اين برتري ارايه نداد و نگفت چرا آتش بهتر از خاك است. تنها دليلي كه از اين متن براي همه ما قابل فهم است، منيّت است يعني شيطان تصور كرد كه او مركز جهان است و چون او مهم است و اين فرد مهم از جنس آتش است، پس آتش مهم"تر از خاك است. در حالي"كه هر دو مخلوق خداوند هستند و از اين حيث تفاوتي ندارند و شايد حتي آتش به دليل سوزانندگي بدتر از خاك هم باشد.
انرژي هسته"اي از ديرباز
اين"كه عده اي سينه ميدوانند كه انرژي هسته"اي را غرب به ما ارزاني داشته و دانش و فناوري بومي معني ندارد، غلط فاحش است زيرا كه انرژي هسته"اي چيزي نيست كه امروز به وجود آمده باشد، اين"كه ما امروز آن را فهميده"ايم يا كشف كرده"ايم، دليل برعدم وجود آن در هزاران و ميليون"ها سال قبل نمي"شود. يعني اورانيوم و سنگ معدن اورانيوم هميشه وجود داشته u237 يا u238 يا حتي u234 در طبيعت فروان بوده است اما آيا اين"كه كلمه u238 را ما نامگذاري كرده"ايم، معني"اش اينست كه آن را خلق كرده"ايم؟ واقعيت قضيه اينست كه اين"همه سانتريفيوژها كاري جز جدا كردن u235 از u238 و يا از سنگ و كلسيم و cao انجام نمي"دهند. يعني u235 در تمامي دنيا وجود دارد. فقط سانتريفيوژها سعي مي"كنند با ايجاد نيروي گريز از مركز بسيار بالا، u235هاي بيشتري را در يك"جا جمع كنند و الباقي را كنار بگذارند نه اين"كه u235 را بوجود آورند يا خلق نمايند! درست مثل چرخ آبميوه"گيري، آب در درون هويج موجود است. و عملكرد آبميوه"گيري آن است كه هويج را اول خرد و تجزيه (تفرقه بياندازد بين مولكول"هاي آن) كند و سپس با سرعت گردش آنها را دچار سرگيجه كرده و از هم جدا كند. آب سرعت بي









