...اهين خبر
جاه طلبی اساس تئوریهای مدیریت
Posted at 12:59 AM, 5/13/2007 in Unspecified
فرمول محاسبه نزول شامل تنزیل وارزش فعلی را اگر از بانکداری ومدیریت مالی حتی در دوره فوق لیسانس ودکترا بگیرند چیزی دیگر باقی نمی ماند یعنی همه مدیران مالی در بورس بانکها ودر شرکتها فقط کارشان محاسبه نزول است وبس ! درست مثل تئوریهای مدیریت غربی که اگر جاه طلبی را از ان بگیریم دیگر نه تئوری مدیریتی باقی میماند نه حتی تئوری ماکیاولیسم که قران دوره دکترای مدیریت است
Share and enjoy
اقتصاد سرمایه داری اقتصاد افزایش تورم است
Posted at 12:55 AM, 5/8/2007 in Unspecified
اقتصاد سرمایه داری اقتصاد افزایش تورم است
بر اساس نظریات اقتصادی اسلام که میتوان از نظریات استاد مطهری وملا صدرا وصدر المتالهین شیرازی استنباط کرد اقتصاد در اسلام بمعنی افزایش ثروت است واین خلاقیتی است که خدا بعنوان جانشین وخلیفه خود در زمین به انسان داده است لذا انبیا الهی از چوپانی گرفته تا نجاری وباغبانی وتجارت همه وظیفه افزودن بر نعمتها را داشته اند اما در قرن بیستم این امر زیر علامت سوال رفت وربا خواری جایگزین اقتصاد شد بنحویکه تورم بر
اقتصاد جهان حاکم شد تورم در این دید یعنی بهره بردن بدون افزایش ثروت. ثروت را ثابت فرض کنیم وجمعیت را درحال افزایش این بمعنی اقتصاد نوین است وتورم ذاتی چنین اقتصادی است در حالیکه نظر اسلام را حتی بیسوادان میدانند: هرکه دندان دهد نان دهد. اینطور نیست که هرکه دندان دارد از نان دیگران بخورد. او باید نان خود را بدست اور د وتولید کند وبه اندازه تولید وافزایش ثروت حق بهره برداری دارد . اما بانکداری وسیستم مالی بورسها ی بین المللی میگویند همین نفت یا همین گازی که هست همین است وباید از دست دیگران خارج کرد ولو به قیمت بالاتر.
Share and enjoy
رابطه ایران وامریکا بسیار
Posted at 4:53 AM, 5/6/2007 in Unspecified
Ghara bagh ya gharabakht?
Turkie nich ildi chichik uliri har para sin biri ghutiri ama generalllar faghat meliati uldirillar. Olar isic aghasi daillar ichari aghasi dilar sichghan kimin eve da aslant dilar esic da sichghan da daillar! Har na zolm turki ghediri ish lary yokhdi chnki dillar Europa di! Ghebris apardilar hech na ilamadilar chun Europe istirdi! Bu nishan very ri Artesh turkie adi faghat yurk di ama vatani euroe di !ghirati youkhdi chun khajalat chkir dia turk di diri biz da Europe dic. Ila ataturk zamaninan bu khianat dozaldi ki vatani satagh europa! Abjadimis oldi sarlatan englisi, olarin alfabeti galdi ki ghirat turk apara. Sora da her na iladilar Artesh hech dimadi ,agar millat dan da sas chikhai olderidilar. Bu zamanda lachin da getti olar hech ilamadillar gharabagh da gettdi. Garabagh lilar na yazighidilar ki turk omid olmishdilar. Hamu olarin dalusin bushadilar olar tak ghaldirar. Agar bular Armani olsalar suzin taghsiridi. Agar bir nafar da ghalsa suz garak nejat veraz"
The Aristotle logic for bush ended.
The west has a big mistake. it is that they give her knowledge from the illiterate people instead of the prophets . for example the Aristotle that not know what say herself is for them the high scientist! In Islam he is a Satan, because the Imam Sadegh said the first man that deduction and benefit from analogy he was the Satan, when the God created the human, order all that they bowing down and prostration to the Adam, all them do except Devil. Asked him why? He deduction and said I created from the fire and he from the soil and drawing a conclusion that I am better! This devilish man said the logic is only towing way: true or false, Zero or one. And all people are with or not. This is a bad logic that speaks about war only. When we accepted that all people have existing right we must accepted that they do all thing want, and think what away. Democracy tells lies for this reason: they wanted democracy only for her not anothers. we saw obviously that the people in Iraq and Iran and even in Palestine selected her delegation but the west not accepted this results. They tell that the democracy is that we say. It is the autocracy not democracy. The Bush must end her Aristotle logic and accepted the Islamic and God logic. God created all people and love all them, every one is important for the God as the all people. One is important as the sum is. He is lovely as the others are. No one trash and no one rubbish, refuse, litter, or garbage. All god created is lovely and must be exist as he wanted.
رابطه ایران وامریکا بسیار ساده قابل حل است
کسانیکه دوست دارند ایران وامریکا رابطه داشته باشند به حرف من گوش کنند ومن انرا تضمین میکنم :
اگر بوش ویا رایس شیعه شوند ویا حتی شهادتین را بگویند هیچ نیازی به هیچ چیز دیگر نیست انها میتوانند به ایران بیایند وحتی سر سفره غذا بنشینند ودر ایران زندگی کنند وکسی مانع انها نمیشود. ولی انها انقدر خود خواه هستند که برای رهایی ملتشان حاضر نیستند این یک کلمه را بر زبان جاری کنند اگر حتی انها مال دوست وپولپرست هم بودند این کاررا دودوتا بکنند بنفعشان بود ولی چرا نمیکنند؟ برای اینکه مخالفت انها با ایران ذاتی خودشان نیست یک عده از مسلمانان مانع انها میشوند! این عده ظاهر مسلمان ویا حتی پرده دار کعبه ممکن است باشند ولی باترساند انها از شیعه مانع تشرفشان به اسلام میشوند.
Share and enjoy
معلمانِ مهندس ساز
Posted at 2:48 AM, 5/6/2007 in Unspecified
معلمانِ مهندس ساز
تصور اين كه تعداد زيادي از نمايندگان مجلس، وكلاي دادگستري، مهندسان، پزشكان و يا حتي رييس جمهور، روزي شاگردان شما بودند، بسيار شيرين و خاطره"انگيز است. آيا اين شما بوديد كه اطلاعات اوليه و مواد و مصالح فكري را به آنان آموختيد؟ آيا شما بوديد كه به او اجازه مي"داديد كه حرف بزند و مشق"هاي او را خط مي"زديد و يا شايد گاهي هم نگاه تندي مي"كرديد و سيلي بر صورت او مي"نواختيد؟! اينها ساعت"ها فكر مهندس سازان جامعه را به خود مشغول مي"كند و البته شايد ناراحت كننده هم باشد؛ چرا كه اين مهندس"ساز مي"گويد: چرا شاگردانم مهندس، دكتر، وكيل و يا وزير شدند ولي من همان معلم ماندم كه هستم! اين تفكرات از منهاي بي"نهايت تا باضافه بي"نهايت ادامه دارد. همه و همه"ي فكرها مشغول است. مي"انديشند و مي"انديشند و در فكر فردايي بهتر، امروز را با سختي"ها و مشكلات آغاز مي"كنند، ساختن فرداي بهتر، سرزمين آبادتر و مردم باسوادتر، از انديشه"ي معلم سرچشمه مي"گيرد. چه او كه خداوند است و اول معلم جهان؛ و چه يك مورچه"ي كارگر كه پند مي"آموزد، همه و همه دست اندر كار تعليم و تربيت هستند. ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو ناني به دست آري و به غفلت نخوري... حتي نان به دست آوردن در شعر سعدي هم هدف نيست، بلكه وسيله است و غايت اين وسيله، آگاهي و عدم غفلت است. انسان"ها اگر باضافه بي"نهايت را فراموش كنند، گرفتار منهاي بي"نهايت مي"شوند. اگر خوبي"ها را غفلت كنند، جاي آن را بدي"ها پر مي"كند. اگر در ساختن غفلت كنند، خرابي"ها دور و بر آنها را خواهد گرفت و اگر از خوبي"ها غفلت كنند، زشتي"ها، ناداني"ها، پستي"ها و رذالت"ها آنان را دوره خواهند كرد. انسان، ظرف است و پر مي"شود و سر ريز؛ ولي اين"كه چه چيزي او را پر كند، اين معلم است كه اين را مي"گويد. معلم اگر وجود شاگرد را از عشق و محبت، دوستي و وفا پر نكند، دانش"آموزي عبوس، تلخ"كام و جنايتكار و دزد و قاتل تحويل جامعه خواهد شد. مگر همه"ي جنايتكاران روزي شاگرد مدرسه نبودند؟ و مگر اوليا و احبّا هم...؟!
مهندسي فرهنگي و توهم...
ساخت اجتماع همانند ساخت يك بنا، نياز به معماري مجرب دارد، البته هر كس مي"تواند يك كلوخي بسازد و كلوخ"ها را بر هم بگذارد و نامش را بنا نهد. اما ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است. كلوخ انداز و كلوخ"ساز را مي"توان در آغاز راه دانست،" آغازي كه اگر به انجام نرسد، فاجعه بزرگ بشري اتفاق مي"افتد، يعني آموزش بي"نتيجه مي"شود. كلوخ"انداز در اثر شاگرديِ خوب و پيروي از استاد، روزي معمار قابلي خواهد شد. اما اگر معلم به جز نفرت و كينه در دل او نكارد، او كلوخ را به سختي ياد خواهد گرفت. بناي فرهنگي جامعه نيز هميشه در حد كلوخ نبايد بماند، بايد كاخ"هاي رفيع و بناهاي وسيع از اين خاك و از اين خشت ساخته شود و اين نياز به انديشه"اي تابناك و ذهني فرهيخته و فكري منبسط دارد. با يك ليوان كوچك نمي"توان آب دريا را كشيد و يا با فكر كوچك نمي"توان فرهنگي بزرگ ايجاد كرد. فرهنگ بشري، معمار بشري مي"خواهد. در كلبه"هاي حقير و انديشه"هاي پست، نمي"توان جهان روشن و فرداي بهتر را سازماندهي كرد. براي جهان امروز و ايراني مقتدر و ابرقدرتي نو؛ مرداني امروزي شايسته است، ايران بزرگ، مردان بزرگ مي"خواهد. مرداني كه بتوانند در سايه توانمندي"هاي خود جوابگوي توانمندي تمدن بزرگ و شگرف نوساز ايراني باشد. اين كه ما هر روز ايران را در معرض حمله بدانيم و همه"ي فكر خود را مشغول به آن سازيم كه ممكن است كسي بر ما تعرض كند، درست مثل اين است كه فكر كنيم ممكن است فرزند ما كه از خانه بيرون رفت، تصادف كند و كشته شود! و براي يك كشته، چيزي جز گريه كردن لازم نيست... توهم توطئه كه يك تئوري صهيونيستي است، در فرهنگ مسلماني و مترقي و ايراني نبايد جايي داشته باشد. بايد هميشه فرهنگ و مهندسان فرهنگي با نورافكن حركت كنند،" آينده"هاي دور را ببيند و براي فردايي روشن برنامه"ريزي كنند، ماندن در چارچوب انديشه"هاي قرن بيستم و يا نوزدهم و توهم جنگ سرد و" قبول ابرقدرتيِ شيرهاي بي"بال و دم، تنها مي"تواند به توقف پيشرفت منجر شود. بايد از توهم خارج شد و واقعيتِ بيداري ايرانيان را ديد. بايد قله"هاي رفيع علم و دانش كه هر روز بيشتر از روز پيش در تسخير ايرانيان قرار مي"گيرد را با چشمان باز ملاحظه كرد و آن را پذيرفت و بر اساس آن حركت نويني را براي تمدني جديد شروع كرد.
ايران بزرگ، مردان بزرگ مي"خواهد
آنان كه فقط غم آب و نان دارند، همچون مورچگان، تابستان و بهار زيبا را فقط در كار و كوشش مي"گذرانند و زمستان و پاييز را نگهباني مي"كنند تا ملكه"اي از آن بهره ببرد! اما آنان كه چون عقاب، بلند پرواز هستند؛ همه"ي موجودات بزرگ و حتي فيل را به اندازه يك مورچه مي"بينند! امت را چه غم چون نوح باشد كشتي"بان...
برخي"ها هم ايران را كوچك مي"خواهند، فقط در حد منزل خود يا خيابان و يا كمي بزرگ"تر، مثلاً فقط تهران، يا فقط اصفهان، كردستان، خوزستان و... اين"ها وقتي كه چون مورچگان، قطره"ي شبنم يا آبي بر لانه"شان مي"ريزد، فرياد برمي"آورند كه دنيا را سيل برد... اگر اتوبوس دير بيايد، مملكت بي"صاحب است، اگر زود و به موقع بيايد و خالي باشد، از شانس خوب خودشان است و اين ذهن"هاي كوچك و مغزهاي تهي از بزرگي، چه چيزي را به دانش"آموزان خود ياد خواهند داد؟
ادبيات ايران شناسي را به سه طريق مي"توان بيان داشت يا اين كه مثل اينان، ايران را فقط به خانه يا خيابان و حداكثر در شهر خود خلاصه كني و ديدي قومي و شخصي به آن بدهيم و بقيه را ايراني ندانيم! فارس"ها فقط خودشان را ايراني بدانند و يا ترك"ها فقط خودشان را ببينند يا ... و الباقي را حكم اخراج بدهند يا راضي به تجزيه آنان باشند... اين يك نوع يا نوع اول است. در حالت دوم، بزرگ""تر فكر كنيم ولي نه به حد كافي، ايران را محدود به مرزهايي بدانيم كه انگليس و آمريكا ترسيم نموده"اند. در اين صورت بايد همانند امروز، هر روز منتظر تغيير مرزها و منتظر حمله به ايران و از دست دادن قسمتي از آن باشيم! اگر دشمن مي"توانست حمله كند نيازي به مجوز كسي نداشت. حتي بهانه هم نمي"خواست. بهانه هميشه هست، ولي امكانِ حمله نيست. زيرا ايران امروز به مراتب قدرت"مندتر از ايرانِ سال 58 است. در حالي كه دشمن ما ضعيف"تر از 30 سال پيش است. فروپاشي شوروي و منجلات عراق براي آمريكا، چيزي فراموش شدني نيست و لذا اين نوع هم كه به عنوان ملي"گرايي است، نوعي از تصور ايران است اما ايران بزرگ نيست. ايران بزرگ در زمان هخامنشيان، ساسانيان، سامانيان، صفويان، غزنويان و تا اوايل دوره"ي" قاجاريه است. ما نبايد تفكر استعمار را كه اين ايران بزرگ را هر روز كوچك"تر مي"كند به رسميت بشناسيم و مهم"تر آن كه نبايد اين را به دانش"آموزان خود منتقل كنيم...
هر روز، روز معلم است
برخي"ها تصور مي"كنند كه خداوند عالميان، در عرض شش روز دنيا را آفريد و روز هفتم (جمعه) را تعطيل كرد! و به قول يهوديان، دست خود را بست و از خلقت ايستاد. در حالي"كه خداوند مي"فرمايد: غلت ايديهم! دست خودشان بسته باشد، دست خدا بسته نيست... و يا مي"فرمايد: كل يوم هو في شأن. هر روز خداوند اموري دارد و هر روز ما شاهد خلقت جديد و ميلياردي هستيم. روزي كه داروين تمام دنيا را گشت و كتاب انواع را نوشت، حشرات فقط 20 گونه بودند و يا ماهي"ها از صد نوع بيشتر نمي"شدند و داروين به تصور خود، همه"ي آنها را گرد آورد و بنياد انواع را پايه"گذاري كرد و بعداً گفت كه همه"ي اين"ها زنجيروار از يكديگر به وجود آمده"اند و اولي هم معلوم نيست چه طور به وجود آمده است (تصادفي!). اما امروز فقط انواع حشرات سر به ميلياردها مي"زند! درياها هنوز ناشناخته مانده و اقيانوس"ها هنوز مطالعه نشده"اند!.. حتي همان نقطه"اي را كه دانشمندان با تجهيزات كامل مي"روند و از همه"ي ابعاد آن فيلم"برداري مي"كنندو به قول خودشان ديگر چيزي باقي نمي"ماند كه از دوربين آنها جا افتاده باشد، سال ديگر يا حتي روز ديگر مي"روند و مي"بينند موجودات جديدي هستند كه اصلاً نديده بودند!...
اين اول معلم ماست كه هر روزش روزي نو، ساعتش، ساعتي نو و لحظه"اش خلقتي جديد است و معلم"هاي ما هم همين"طور... آنان فقط به روز معلم و 12 ارديبهشت و چند دسته گل و يا چند كتاب و يا حتي يك كادوي دولتي نمي"انديشند. همه روز، روز معلم است. حتي آن موقع كه مدرسه تعطيل است، تربيت تعطيل نيست. پرورش و آموزش تداوم دارد. مع&
Share and enjoy
حتی اگر به وعده ها عمل نشود ب
Posted at 1:08 AM, 5/5/2007 in Unspecified
حتی اگر به وعده ها عمل نشود بازهم دولت را حمایت میکنند.
ایا هاشمی شمشیر را از رو بسته است؟او نمایندگان مجلس را خواست واز انها دعوت کرد دایم برای دولت انتقاد کنند واز نا کارایی او داد سخن بدهند واعضا کابینه را تا حد استیضاح به استسال واستیصال بکشند ولی او باید بداند فقط همینکه اینها بفکر جیب خود نیستند برای ملت کافی است ! ودرست برعکس ان کسانی که بفکر جیب خود هستند هزار هم کاری باشند برای جیب خودشان است نه ملت ! اسلام هم با جبابره دشمن است زیرا جبابره خیلی فعال هستند ولی برای خود وخانواده شان ! واین مفهوم جبابره است. در حالیکه مسلمان واقعی ایثار گر است یعنی از گلوی زن وبچه اش میزند برای مردم کار میکند. زیرا مردم عیال خداوند هستند وزن وبچه اسباب آزمایش کسانیکه فرزندانشان را بیشتر از مردم دوست داشته باشند وبرای اسایش انان بیشتر از اسایش مردم تلاش کنند ایثار گر حساب نمیشوند. ما میبینیم فاطمه سلام الله سه روز روزه گرفت وهرسه روز غذای خود وبچه هایش را به سایل وفقیر داد وبرعکس دیگران لقمه را از دهان مردم میگیرند ودر دهان جگر گوشه شان میگذارند!
ان الامیریکیه والبریطانیا مع الهجماتهم الی العراق یختم کتابهم واجلهم وانهم فی انتها من الوجود. نحن نشاهد کل الامه اجل معلوم وهو کتب فی کتاب معلوم انهم فی نوسانات اثنین اقلا اولهم الی الفوق والرشد وبعدهم الی النزول والسقوط. ان زمان السقوط والزمان الصعود کلهم مساویا بمعنی کل السنوات الذی انهم یصعودون بتساوی لزم للسقوطهم. لهذا نحن نشاهد ان الغربیون یاسسون عصر ا جدید من الرنسانسیه وانهم فی صعود الی الصنایع والاختراعات العدیدیه الی زماننا هذا ولکن من بعد الحرب الثانی العالمیه انهم یبدون بالظلم والقتل فی کل العالم اولهم من الیابان وبعدهم ویتنام والی سین والی المسلمین . ونحن نشاهد اکثر قتلهم فی المسلمین! من البوسنی والعراق واللبنان والفلسطین والافغانستان والباکستان الی الخر. وهذا علایم للرکود والسقوط والنزول لان الذین یصعدون لا یحتاج الی القتل والجنایه بل کل العالم یحبونهم ویتصل بهم بلا منازع کانه الیونم نحن نشاهد کل العالم من المسلمین والیهود والنصارای والبودا کلهم یتصلون الی الایرانیین ویحبون ان الایرانیین یوفق فی قضیه النوویه وامثالهم !
Curt, qurt, Kurd, yogurt!
Milliat vekilli turkie tha bisonnar ki curt lar ki turk dosh mani dilar olar ghort dilar ya inki Kurd tarafindandilar ki turkey nanin yer dan pozalar. Ya in ki turklari yoghurt kimim bi rag va bi tassob illiar ki rahat olarin pool oil naft lira hommussin apparalar. Us ildi Olar fasa illlar va har gun da bir tikka yer turkie dan azal dillar ghebres turkinan kidi lachin turklarilin ki di amma olar deillar gara subsha. Ghadim nan savash dozaldidieblar va har dafaturki nai kichic illiblar mamlakat lari turkia dan kasib lar.ama alan turki durubdi oyanibdi ghoimas bu arteshilar khianat larin edama veralar. Bu generallar mellat dan lira allilalar amma ajanabia islillar . ya turklari Europa satullar ya arab lara! Ama alan da omur lari ghutulub ya garak melleit tarafini majority tarafina aksarit tarafina galsilar ya bash larina dash olsun.yashcin turkie gheiratli balalari!
Today is the time of Whitehouse to thief her plates!
All time the republic try to give money more for many reasons as they wanted today for Iraqi war! But they not pay to Iraq any and they thief them for their only! Bush wanted this entire budget only for her girl friends as dick Cheney girl and Rice or so on. The Rice wanted this money for young students to sale them for Arabs kings as she do today in Sharma el sheikh for Arab Saudi apartment! Today she sent 3000 teenager for old Arabs only. The money not enough even to pay the congress and the staff not draft even their wage, so they stolen the plates and spoons and sale for their salary. Today the Nancy promised that they give her money and not pay to the Bush 124t$. She said to me that today is the time that the Whitehouse people stolen their spoons and plates! They wanted this budget for fighting by terrorism but they cost for her only. All war in Afghanistan and Iraq and even prisons in the Guantanamo are representation, exhibition, show, play, and appearance only! They killed people for Arabs oil dollar not for fighting by terror!
صدا وسیما با پخش فیلمهای قرون وسطایی وشاید با هدف تشییع فاحشه به سبک اندلسی ها ممکن است این کاررا روشنفکرانه بداند یا اینکه مانند برخی خانمها فکر کند که حجاب زود گذر است وبالاخره زنان ما خسته میشوند! اما بالاخره این سیستم تفکر فقط بدرد خانواده مسئولین صدا وسیما میخوردوباید صدا وسیما را از حالت خانواده بزرگ صدا وسیما ویا انحصاری آقای ضرغامی دراورد وملی کرد .مردم ما همه حجاب برتر را برگزیدند گرچه خانواده بزرگ یا کوچک صدا وسیماییها انرا نپسندند! ما نمیگوییم حضور در صدا وسیما برای این اعضا خانواده فقط بهانه است تا به پارتی های شبانه بیشتری دعوت شوند! وما نمیگوییم که انها دستمزد ناچیز صدا وسیمارا فقط به این دلیل قبول میکنند که از بغلش به دستمزدهای شبهای عروسی یا پارتی های مخفی وعلنی باغها وبوقها برسند. اما رعایت شان مردم مخصوصا در این شرایط که بهر حال نیروی انتظامی به میدان امده لازم است .از انها که اینهمه برای پفک تبلیغ میکنند انتظار نمیرود برای ضروری دین کاری بکنند! زیرا میخواهندبگویند این فقر پولی وبودجه ای در صدا وسیما است که انان را به فساد وفحشا میکشاند!ومجبورند سریالهای ارزان قیمت بخرند وبخورد خلق مسلمان بدهند وتولیدات وزین تئاتری ایران راکه نشان از هویت ملی دارد بگویند گران است وما نمیتوانیم بخریم !
Share and enjoy
كارگران صاحبان اصلي كارخان
Posted at 5:14 AM, 4/29/2007 in Unspecified
كارگران صاحبان اصلي كارخانجات
Main Possessives of Company
مديريت و مالكيت و توليد، سه عنصر اصلي اقتصاد يك كشور را تشكيل مي"دهند. اين سه سفر در طول تاريخ گامي دچار تجزيه و گامي با هم تركيب مي"شدند. عده"اي تجزيه آنها را پيشرفت مي"دانستند و برخي تركيب آنها را به طور مثال در يك كسب و كار جزء مانند كفاشي يا بقالي يا يك بنگاه كوچك و شركت"هاي كم حجم معمولاً دو سه با هم يكي است. و يا مي"بينيم در سراسر دنيا موفق"ترين عناصر اقتصاد، همين بنگاه"هاي اقتصادي كوچك و زود بازده هستند. فردي كه كمي سرمايه به دست مي"آورد و مغازه"اي را تملك مي"كند و خودش آن را اداره مي"كند، اين امريست كه شايد 90% اقتصاد يك كشور و يا اقتصاد جهاني به آن وابسته است. از همين مغازه"ها و يا دكّه"ها و دكان"ها، اتحاديه صنوف تشكيل مي"شود و صنوف نيز با يكديگر اتاق بازرگاني يا اتاق صنايع و معادن را تشكيل مي"دهند. موفقيت اين صنوف در اين است كه مالكيت، مديريت و توليد در آن متمركز است و رابطه استاد و شاگردي به طور مستقيم حكم"فرما است. اما به محض اين كه اين مغازه"ها رشد مي"كنند و بزرگ"تر مي"شوند، مالكيت از مديريت و توليد جدا مي"شود. يعني صاحب مغازه خود را مالك حساب مي"كند و يك نفر را به عنوان مدير استخدام مي"كند. مديريت براي اين دست به سياه و سفيد نزند، كارگر يا شاگرد استخدام مي"كند. حالا كه يك كارگر كار مي"كند و سه نفر بهره مي"برند. البته سهم آنها هم مساوي هم نيست. يعني با وجود اين كه عضو تشكيلات جديد و سودآوري وابسته به كار و كارگر است ولي مديريت و مالكيت مدعي سود بيشتري هستند و پس از كسر سهم الاجاره (مالكيت) يا بهره مديريت، دستمزد كارگر تعيين مي"شود. زيرا عنصر مهم تقدم مديريت و مالكيت است. مالك مي"گويد اگر مغازه را نداشتيم نمي"توانستيم كار كنيم و مدير هم مي"گويد اگر اين كارگر خوب كار نكرد يا دستمزد زياد خواست، كارگر ديگري مي"آوريم.
اقتصاد انبوه يا انبوه اقتصادي
Economy of mass or mass economy
سرگرداني بشر در اقتصاد فقط به همين موضوع ختم مي"شود كه نمي"تواند سرگرداني بشر در اقتصاد فقط به همين موضوع ختم مي"شود كه نمي"تواند بين اقتصاد انبوه و يا انبوه اقتصادي گزينش نمايد. و هر كدام را در نظر مي"گيرد از ديگري عقب مي"افتد. اين بداعتي است كه دولت"ها به اقتصاد كلان يا اقتصاد انبوه فكر مي"كنند و ملت"ها به انبوه اقتصادي، دولت"ها مي"خواهند همه چيز از يك مركز اداره مي"شود و ملت"ها مي"خواهند هركس مدير خود باشد. دولت"ها به سوي تمركز تمايل دارند و ملت"ها به سوي عدم تمركز... هرگاه دولت"ها قوي"تر شدند تمركز افزايش مي"يابد و هرگاه ملت"ها قوي"تر شدند، عدم تمركز. اين تمركز و عدم تمركز Centralism and Decent هميشه همانند تاب بازي بچه"ها يا پاندول ساعت در رفت و آمد بود و تعادل آن هم به ضرر جامعه بوده است. درست مانند اين كه تاب از كار مي"افتد يا پاندول ساعت بي"حركت شود. فقط چرخش درست بين اين دو قطب مي"توانست براي پيشرفت حركت آفرين باشد: اين امر تمام زمينه"هاي اقتصادي بشري را در برمي"گيرد. مثلاً تمركز را سوسياليزم و عدم تمركز را سرمايه"داري نيز مي"نامند. تمركز را اجتماع مركزي و عدم تمركز را فرد محوري نيز گفته"اند. در بسياري از موارد دموكراسي و استبداد نيز از همين تقسيم بندي مايه گرفته است. جامعه"اي آزاد است كه در آن افراد صاحب اختيار و تصميم بيشتري باشند و جامعه"اي غير دموكراتيك است كه مردم در آن حق تصميم"گيري نداشته باشند. حركت مكانيكي جامعه هم به طور اجبار بين اين دو است. يعني وقتي جامعه از استبداد گريزان شد، به سوي آزادي مي"رود و وقتي از آزادي و ولنگاري خسته شد، آرزوي حكومت مستبد مي"كند و هر دو در جايگاه خود داراي ارزش است. مثلاً ما مي"بينيم گرايش به كمونيزم و سرمايه"داري يا فاشيسم و ليبراليسم و... همه و همه تعريف"هاي جديدي از عناصر قديمي هستند. مدتي مردم تصميم"گيري را خود امتحان مي"كنند (دموكراسي) ولي مي"بينند نظرات آنچنان اختلافات وسيعي دارد كه قابل جمع"كردن نيست. لذا به نظر واحد يكي تن مي"دهند و دوران استبداد شروع مي"شود. استبداد هم در موقع شروع خود مقدس است و مردم براي نجات كشور و اجتماع و سرنوشت فرزندان خود به آن رأي مي"دهند...! تا از هرج و مرج و آنارشيسم و چند گروهي نجات پيدا كنند....
بخش خصوصي و بخش دولتي
از جمله همين بحث"هاي پاندولي، بخش خصوصي و يا بخش دولتي است. بخش خصوصي مي"گويد تجارت خوبي در دولت سراغ نداريم و دولت تاجر خوبي نيست. همه چيز را گران توليد مي"كند. به عنوان مثال ما در قضيه تلفن همراه مي"بينيم كه شركت ارتباطات سيار حدود 20 سال كه براي اين موضوع سرمايه"گذاري كرده بود ولي هميشه سيم"كارت"ها را گران"تر مي"فروخت و گاه تا بالاي 10 ميليون ريال هم مي"رسد. و تازه مي"گفت زيان و ضرر هم مي"دهد! ولي ايران"سل Irancell يا تاليا كه آمد، ناگهان قيمت سيم"كارت به 000/500/1 ريال رسيد و حتي 000/10 ريالي هم شد! كه همين سيم"كارت"هاي اعتباري شركت ارتباطات سيار (مخابرات) ا زآن نوع مي"باشد. يعني ورود بخش خصوصي يا اپراتور دوم و سوم باعث ايجاد رقابت و كاهش قيمت شد. در موضوع مترو هم همين"طور است تا هنگامي"كه مترو يكي يكي دانه است مي"گويد بليط مترو ارزان است. قيمت واقعي بليط 5450 ريال است نه 750 ريال و دليلش هم اين است كه هر طور كه مايل است قيمت"ها را محاسبه مي"كند. پاداش ميلياردي مدير عامل و اعضاي هيأت مديره و ديگران را برسر قيمت بليط Share تسهيم مي"كند. حتي ما شاهد هستيم كه كارگران ساده در مترو كه 60 هزار تومان بيشتردر ماه دريافتي ندارد ولي با استدلال"هاي مختلف هزينه آنان تا ده برابر هم در گزارش"هاي مالي نوشته مي"شود. مثلاً مي"گويند آنهايي كه بازنشستگي، سنوات، ماليات و بن و... دارند!... و مسلّم است اگر يك بخش خصوصي در كنار آن ايجاد شود، ممكن است هزينه 545 ريال شود يعني يك دهم هزينه مترو دولتي باشد و 750 ريال سود آنها هم تأمين خواهد كرد. چنان"چه قبلاً يك شركتي به نام اتوتوكّل اعلام كرده بود اگر شركت واحد را به من واگذار كنيد، بليط"ها را ارزان"تر مي"كنيم و يك روز هم حقوق ارتش را مي"دهم!... و يا در ساخت و سازهاي بيمارستاني، خانه"هاي مسكوني و غيره مي"بينيم دولت پروژه"هاي يك"ساله يا شش ماهه را گاه تا ده سال و شصت سال هم طول مي"دهد. عكس قضيه هم صادق است: بخش دولتي معتقد است بخش خصوصي فقط مناقع خودش را مي"بيند و لذا دو كارخانه يا كارگاهي كه به بخش خصوصي واگذار مي"شود، بلافاصله كارگران آن اخراج و زمين"هاي آن به فروش مي"رسد و كارخانه منحل مي"شود و برج"سازي آغاز مي"شود.
دوران"هاي اقتصادي
Economic Cycles
رفت و برگشت پاندول اقتصادي چه مقدار طول مي"كشد؟ زمان اين رفت و برگشت و عنوان"هاي آن فرق مي"كند ولي ماهيت"ها يكي است. مثلاً صحبت از تورم و ركود يا كساد و رونق است. يعني در كشورها، رونق اقتصادي هميشگي نيست، بلكه پس از مدتي كساد آن را در بر مي"گيرد. مثلاً مسكن، غالباً دچار ركود است و قطعاً موقع تورم، رونق پيدا مي"كند. زمان آن هم فرق مي"كند. برخي ؟ پاندول"ها معضل است يعني به مدت 3 ماه رونق و 3 ماه ركود است. برخي نيم فصل است. برخي سالانه و برخي دوسالانه است. وقتي «همسالانه» يا يك دهه است. قيمت گندم معمولاً سالانه است يعني با دو ؟ از فصل برداشت قيمت"ها بالا مي"رود و به محض رسيدن زمان خرمن"كوبي قيمت"ها كاهش مي"يابد. برنج ممكن است شش ماهه باشد زيرا برداشت دوگانه در يك سال اين امر را موجب مي"شود.
در محدوده"ي يك اقتصاد بسته، يا محدوده"ي يك كشور معمولاً ده ساله اين اتفاق مي"افتد... يعني معمولاً در هر دو دهه ما شاهد داغ شدن بحث خصوصي سازي يا عمومي شدن هستيم. در ايران، از دهه"هاي اوليه قرن 14 هر دو سال يك بار مردم برعليه دولت"ها حركت اقتصادي انجام داده"اند. در برخي دوره"ها اين حركت به نام ليپراليسم، مشروطه"خواهي، آزادي"خواهي، كمونيزم و... بوده است. در عرض 5 سال اين حركت"ها به آنارشيسم، هرج و مرج و بي"نظمي بدل شده و مردم خواهان ديسيپلين Dicipline و نظم مي"شدند. دوره"ي كودتاي 1299 يا كودتاي 1332 به عنوان بهترين نمونه است. در آغاز ميرزا كوچك خان جنگلي، و رضاخان و ميرزا تقي خان ؟ و بسياري از مبارزان با هم بودند، آنها بر عليه استبداد احمدشاهي مبارزه كردند و حتي چند سال اوليه كودتا بحث جمهوري بود.. ولي اغتشاشات به قدري زياد شد كه مردم راضي شدند يك نظامي چكمه"پوش سرنوشت آنان را به دست بگيرد... اما اين نظامي سخت&qu
Share and enjoy
سال نو، آغازي نو، طرحي نو
Posted at 5:40 AM, 4/8/2007 in Unspecified
سال نو، آغازي نو، طرحي نو
Innovations in projects
طراحي نوين (New Designing) از جمله موارد مورد علاقه انسان"ها در طول تاريخ و در زندگي شخصي و خانوادگي و اجتماعي و هم ابعاد بشري است. اين به معني نارضايتي مردم از وضع موجود است تا آنجا كه حتي حافظ شيرازي مي""فرمايد: فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم.... يعني او هم مانند همه انسان"ها در فكر طراحي نوين دنيا بوده است. اصولاً پايه نوآوري، همين نارضايتي از وضع موجود است. براي نوآوران هر روز، يك روز جداگانه است و هر صبح، يك صبح جديد. براي قديمي"ترها هم همين معني به شكل ديگري مطرح بوده؛ به طوري"كه همه مي"گفتند: روز از نو، روزي از نو... يعني همين"كه انسان سر از بالش برمي"دارد گويا تازه متولد شده و همه چيز را بايد از صفر شروع كند؛ غذا بخورد، لباس بپوشد، به خيابان بيايد... اصلاً از اين موضوع ناراحت نيست كه اين كار شايد براي صد هزارمين بار "باشد. همين الان ما ظرف زماني سال 1386 زندگي مي"كنيم، فروردين 1386 و بهار تازه از راه رسيده، درختان شكوفه كرده"اند، جوانه زده"اند، غنچه باز كرده"اند، گل داد"ه"اند، ميوه داد"ه"اند و ما مي"خوريم... اما اين بهار با اين"كه 1386مين بهاري است كه از زمان هجرت پيامبر اكرم (ص) تجربه مي"شود، خودش يك بهار تازه است با رنگ و بوي جديد و عطري دل"انگيز. هنوز قدم زدن در دشت و كوه و بيابان و صحرا و دريا همه تازگي دارد. هنوز مي"توان شوق بازشدن غنچه"ها را ديد و هنوز مي"توان منتظر نواي بلبل بود و مي"توان چشم انتظار پرنده"هاي شاد نشسته و پروانه"ها را با زيبايي تمام دنبال كرد. هنوز براي چندمين بار مي"توان به روستاها رفت، در چراگاه"هاي روستا، با ديدن گوساله"ها و بره"ها، شاد شد، حتي منتظر تولد بره از شكم مادرش بود. مي"توان پا به لانه زنبور گذاشت و با فراري دادن آنها دست در كندوي عسل كرده و بر سر سفره، عسل از توليد به مصرف خورد... مي"توان شب"ها به آسمان نگاه كرد و آرايش جديد ستاره"ها را در قالب حيوانات دوست داشتني دسته بندي كرد. مي"توان منتظر آمدن باران بود و از غرش ابرها خوشحال شد. همه اين"ها نويد يك زندگي جديد را مي"دهد. زندگي با قوانين قبلي ولي با طرح جديد. ما انسان"ها با كوله باري از گذشته مي"خواهيم اين بار طوري حوادث را مرتب كنيم كه در نهايت همه چيز به نفع ما باشد.
عدم موفقيت"ها در طراحي نوين
همه به دنبال طراحي نوين هستند، اما طراحي نوين همانند خواب است. يك شب كه شما نتوانيد به راحتي به بستر رفته و تا صبح يك نفس بخوابيد، ناچار در تاريكي شب، با خود فكر خواهيدكرد، اگر در خانه تنها باشيد از ترس سياهي"هاي شب بلند نمي"شويد؟ و اگر آدم خسيسي باشيد از ترس پول برق و آب در همان بستر خود مي"آراميد. اما فكر شما آرام نيست. يعني تعطيل بردار نيست، شما چه بخواهيد و چه نخواهيد فكر مي"كنيد. آن موقع كه خواب بوديد، دست خودتان نبود و خواب مي"ديديد، ولي حالا كه خوابتان نمي"برد و براي رعايت احوال ديگران و يا احوال خود در بستر آراميده هستيد، اين خلجان فكر است كه شما را زنده نگه"مي"دارد و شما فقط مي"توانيد بگوييد چون فكر مي"كنم پس هستم! اما اين فكر نيز براي خود قوانين و مقرراتي دارد. بايد مسير آن مشخص باشد. بايد مقدمه و مؤخره آن با هم يكي باشد، بايد همه چيز را از ابتدا شروع كنيد، تحليل كنيد به نتيجه برسانيد و بعد براي خود يك بشكن بزنيد! اين يعني موفقيت در طراحي نوين. يعني پيروزي در توليد، تحليل و ابداع و استنتاج...؛ يعني يك روش جديد. شما فردا صبح كه از خواب برمي"خيزيد و ديگر مثل روزهاي قبل وقت خود را به بطالت نمي"گذرانيد، خواسته"هاي خود را به طور صريح به همه مي"گوييد و هدف را بيان مي"كنيد و براجراي آن سخت پا فشاري خواهيد كرد. اين درست نيست كه ديگران حرف"هاي شما را به كار ببندند و خودشان صاحب همه چيز شوند و به شما حتي يك دستت درد نكند هم نگويند. آري فردا همه چيز را طبق نقشه و با سرعت تمام انجام خواهيد داد. كوچك"ترين سهل انگاري را برخود نمي"بخشيد و بر ديگران هم سخت"گيري خواهيدكرد... بله، خيلي جدي است. اما ناگهان خواب شما را فرا مي"گيرد، صبح ديرتر از معمول بيدار مي"شويد. با عجله لباس"هايتان را مي"پوشيد، صبحانه خورده و نخورده مي"رويد سر كار و تا شب هم فعاليت مي"كند ولي باز هم يادتان مي"رود چه تصميم"هايي براي خود گرفته بوديد... اصلاً خواب"هاي نيمه شب تعبير ندارد! آن همه نقشه"ها به حال بي"خوابي بوده و حداكثر مي"توان گفت متعلق به عالم بد خوابي است و لذا با دنياي واقعي اصلاً سازگار نيست...
علل عدم موفقيت در طرح"هاي نو
هميشه بين وعده و عمل، يك شكاف عميق وجود دارد. اين مخصوص دولت"ها يا نمايندگان ملت"ها و يا حتي پدر و مادرها و بچه"هاي نيست، يك پارادايم مسري و فراگير است. پدر به فرزندش قول" مي"دهد اگر خوب درس بخواند فلان چيز را مي"خرد و فرزند به پدرش وعده مي"دهد كه بچه"ي خوبي باشد، فلان كارها را انجام ندهد و... معلم و شاگرد، مدير و كارمند، همه و همه اينطور هستند و خودشان هم از اين وضعيت رنج مي"برند؛ چرا به فرزندم گفتم درس بخوان ولي برايش چيزي نخريدم؟ چرا به پدرم قول دادم درس بخوانم ولي نخواندم؟...
چرا به كارمندان قول شرف دادم كه جبران مي"كنم ولي نكردم؟ چرا به رؤسا تعهد سپرديم كه به موقع كار را آماده كنيم ولي حالا مجبوريم كار آماده نشده را آماده شده جلوه دهيم و بسياري از سرزنش"هاي انسان"ها از همين جا شروع مي"شود. هيچكس بدقولي را دوست ندارد و هيچكس نمي"خواهد حرفش روي زمين بماند و اعتبارش را از دست بدهد، اما چرا اينطور مي"شود؟ اگر علل عدم موفقيت خوب ارزيابي نشود، چه بسا باعث بيماري"هاي روانپژي و خودآزاري شود. شايد بسياري از بيماري"ها، از همين جا ناشي مي"شود لذا بايد علت و يا علل را بشناسيم. مهم"ترين علت، تفاوت زماني است. يعني امكانات ما در هنگام قول"دادن تا زمان عمل كردن دچار تحول مي"شود. زيرا برخلاف تصور ما زمان نمي"ايستد، بلكه زمان و مكان وشرايط همه در حال تغيير است. به زبان ساده، وقتي ما قول مي"دهيم همه چيز آماده وقابل دسترس است و در محاسبه، جاي خود را دارند؛ اما كسي از فردا يا حتي يك ساعت بعد خود خبر ندارد و لذا ممكن است بلافاصله پس از وعده"دادن، همه چيز از بين برود. پدري قول مي"دهد براي پسرش در تابستان دوچرخه بخرد، او الآن مشغول كار است و حساب مي"كند تا آن زمان مبلغي را پس"انداز خواهد كرد، ولي ممكن است فرداي آن روز تصادف كند و تمامي پول"ها را خرج كرده و حتي بدهكار هم شود. همه اين"ها اگر به همين سادگي تفهيم نشود، چه بسا مشكلات زيادي را به بار آورد. لذا توجيه شرايط و صداقت در توجيه، از عوامل مهم در اين ماجراست. اما همه"ي موضوع اين نيست! جالب اين است كه شما بدانيد خداوند شما را امتحان مي"كند. يعني در واقع او در تمامي برنامه"هاي شما با شما همكار است و در برخي موارد به شما كمك مي"كند و برخي موارد مانع شما مي"شود: حضرت علي(ع) نيز فسخ عزائم و نقض همم (شكستن عزم و همت) را، از نشانه"هاي خدا مي"داند و مي"فرمايد خدا را از آنجا شناختم كه هر چه برنامه"ريزي نمودم، نتيجه"اي غير از آن شد! هر چه دلم خواست نه آن شد؛ هر چه خدا خواست همان شد!...
يك بازي دو طرفه
خداوند در حديث قدسي مي"فرمايد كه وقتي بنده"اي با من صحبت مي"كند، چنان او را دوست دارم كه گويا همين يك بنده را دارم ولي برعكس؛ وقتي بنده"اي با من صحبت مي"كند، چنان رفتار مي"كند كه گويا هزاران خدا دارد... و اين امر دليل بر اهميت دخالت مشيت الهي در زندگي انسان است كه البته ما ممكن است آن را به خدا نسبت ندهيم و به تصادف نسبت بدهيم! الآن تمامي فيلم"هاي سينمايي ايران و شايد جهان بر اين اساس است. يعني آنها براي حذف خدا از زندگي، تصادف را جايگزين آن مي"كنند. حتي در بسياري از فيلم"ها و سريال"هاي ايران، كارگردان"ها و هنرپيشه"ها از بردن نام خدا ابا دارند و حتي اگر نماز مي"خوانند، طوري مي"خوانند كه «دستوري» بودن آن به تماشاگر هم منتقل مي"شود! اما همين فيلمساز"ها، تصادف را چنان در زندگي و متون جاي مي"دهند كه عقل بشر را ناتوان در مقابل آن مي"انگارند.
در يك فيلم، به طور تصادفي دختري با ماشين پسري تصادف مي"كند، با لجبازي با او درگير مي"شود! پدر، پسر چاقو به گردن پسر مي"گذارد تا براي فقط آبرويش با دختر مورد نظر ازدواج كند. همه عقل"ها جمع مي"شوند تا جلوي اين ازدواج تصادفي را بگيرند اما قادر نيستند. طراحي «تصادف» ط
Share and enjoy
لوكس"گرايي و طرح"هاي عمران¡
Posted at 5:38 AM, 4/8/2007 in Unspecified
لوكس"گرايي و طرح"هاي عمراني
Luxing orientation in projects
لوكس"گرايي را اسّ و اساس طرح"هاي عمراني مي"توانيم نام"گذاري كنيم زيرا تمامي طرح"هاي عمراني و فعاليت"هاي اقتصادي همه بشريت و تمامي فعالان بخش اقتصادي داراي هدف لذت يا سود (utility) است. به عنوان نمونه، كارگر ساده از صبح تا شب زحمت مي"كشد تا پولي به دست آورد و شب آن را با خانواده خود در محيط گرم و دوست" داشتني و راحت مصرف كند. اگر آن استراحت شبانه، آن بگو بخند"ها و حتي آن دعواهاي ساختگي خانگي و قهر و آشتي"ها نباشد، كار و تلاش هم مفهوم خود را از دست مي"دهد. يك مهندس يا يك مدير نيز در رده بالاتري اين لذّت را دنبال مي"كند، او ممكن است 5 روز حتي به خانه نرود ولي دلش خوش است كه تعطيلات آخر هفته پاترول را بر مي"دارد و همراه خانواده و يا دوستان به ويلاي خود رفته و لحظات خوشي را در گرمخانه،" جكوزي و استخر آب گرم و سونا و غيره مي"گذراند... هر چه مدت فعاليت" پيوسته"تر و طولاني"تر باشد، دوران لذت و بهره"برداري نيز طولاني"ترخواهد بود زيرا اين فعاليت"هاي با آن خوش"گذراني"ها معادل يا توجيه مي"شوند. مثلاً اگر كسي بداند زحمت مي"كشد ولي استفاده نمي"برد، مطمئناً در ادامه"ي زحمت خود تجديد نظر خواهد كرد و اگر چه زمان آن قابل تمديد باشد، باز هم قابل قبول است. مثلاً اگر براي دانش"آموزان، تعطيلات تابستاني، شوق و ذوق خريد دوچرخه و توپ و امثال آن نباشد، مسلماً از تجديد شدن خود زياد ناراحت نخواهند شد. اگر شوق عيد و بهار و لباس نو و شيريني و... نباشد، نمره"ي بيست" گرفتن و پزدادن هم معني نخواهد داشت. حتي كودكان بسيار كوچك نيز از اين موضوع مستثني نيستند، آنها نيز پوشك و زحمت قنداق و امثال آن را فقط به اين خاطر تحمل مي"كنند كه لبخند شيريني بر لبان مادر ببينند و دست محبت او را بر سر و بوسه گرم او را بر گونه خود احساس نمايند. در دنياي حيوانات نيز اين اصل با همين نظم و با همين انتظام جاري است. در معادله"ي كار در مقابل مزد مساوي؛ اگر مزد كم داده شود، كارگر هم از كار خود كم مي"كند و به اصطلاح از كار مي"زند و كارمند هم امروز و فردا مي"كند. تمامي مشكلات سيستم (System) بوروكراسي جهان هم از اين موضوع ناشي مي"شود كه عناصر و المان"هاي يك سيستم به دنبال برابركردن زحمت"ها و رنج"هايشان با درآمدها و بهره"مندي"هاي خودشان آن هم به زعم خودشان است.
لوكس"گرايي، هسته"ي مركزي طرح"هاي عمراني
Luxing orientation in score of projects
مسلماً اگر سلسله مراتبي براي طرح"هاي عمراني و فعاليت"هاي اقتصادي در نظر بگيريم، طرح"ها و پروژه"هاي سخت و زيان"آور، در يكسو هستند و پروژه"هاي لوكس و پرقيمت در سوي ديگر، اما اين دو براساس يكديگر به"وجود مي"آيند و ادامه پيدا مي"كنند. كارگر عايق كاري كه لوله"هاي بزرگ گازكشي را با قير اندود مي"كند، در ميان آن"همه كارهاي سخت و كثيف فقط اميدش به اين است كه كار خود را به خوبي انجام دهد تا بالاترين دستمزد را گرفته و شب دست و صورتش را شسته و با دوستان به بهترين و لوكس"ترين رستوران"ها بروند، شام بخورند و جلوي دوستانشان كم نياورند!
آن جوشكاري كه چشمش را در ميان جرقه"هاي جوشكاري كاربيد و الكترود مي"گذارد، فقط به اين دليل است كه بتواند به عنوان كار سخت و زيان"آور سريع"تر باز نشسته شده، با حقوق بالا، مدت زيادي را با خانواده، در روستاي خودشان به خوبي و خوشي بگذراند و باغ و باغاتش را به رخ مردم بكشد. حتي آن كارمندي كه در بخش راديوگرافي و يا انرژي هسته"اي خود را با اشعه X درگير مي"كند وخيلي زود بسياري از اندام"هاي خود را از دست مي"دهد، در اين فكر است كه كسان ديگر اين كار را قبول نمي"كنند و لذا دستمزد من بالاتر از همه قرار مي"گيرد. با اين دستمزد بالا، در همين مدت كوتاه، زندگي راحتي خواهد داشت و موقع مريضي، همه گونه حمايت بيمه"اي و مالي مي"شود. در سطح كلان كشورها هم همين"طور است. پادشاهان، امرا و فرماندهان چرا جنگ را دوست دارند؟ چرا به افتخارات خود در شرايط سخت جنگي هميشه مي"بالند و چرا مثلاً در اروپا نجيب"زادگان فقط كساني هستند كه خاطره"اي از جنگ را در جواني خود داشته باشند. همه اينها براي جمع"شدن دور هم و غذا خوردن با ظروف گران"بها، و پوشيدن لباس"هاي فاخر و رفتن به كاخ"ها و قصرهاست و اصولاً اگر رنج و محنت و عذاب نباشد، درك لذت و خوشي هم امكان"پذير نيست. پدر يك خانواده با اين"كه مي"داند پسرانش او را دوست نخواهند داشت اگر به آن"ها سخت بگيرد، ولي براي آينده آنان سخت مي""گيرد.
رابطه تروريسم و سازه"هاي لوكس
Terrorism & lux structures
بسياري از مردم فكر مي"كنند كه تروريسم يك واقعيّت است و واقعاً كساني هستند كه نادانسته و يا به صورت كوركورانه اقدام به كشتن مردم بي"دفاع مي"كنند. در حالي كه اينها همه بازي است، بازي براي رسيدن به سازه"هاي لوكس و يا به"اصطلاح زندگي مرفه و بي"درد. ديك چني Dick cheney، براي كشتار شيعيان عراق تا 5 هزار دلار براي هر نفر پيشنهاد كرده و اين در حاليست كه بلرBlair ، به 4000 دلار براي كشتن هر شيعه يا سني در عراق قانع است و اسراييل تا 3 هزار دلار هم مي"پذيرد و گاه حتي اين دستمزد به 2 هزار دلار براي افراد جنايتكار، ويا حتي 1000 هزار دلار براي افراد متعصب ضد شيعه و ضد سني يعني وهابيون تنزل پيدا مي"كند. در داخل عراق بنا بر گزارش"هاي رسمي گرچه هزار دلار براي كشتن هر شيعه يا سني پرداخت مي"شود ولي از اين هزار دلار فقط 200 دلار به قاتل اصلي پرداخت مي"شود. گورهاي دسته جمعي در عراق فقط براي اين است كه شيعه يا سني بودن شخص اثبات شود و در مقابل ناظر مالي چنين كاري صورت مي"گيرد تا محاسبه درآمد آن ساده"تر باشد! همه اينها براي دريافت وجوه بادآورده است تا با اين وجوه به ساختن كاخ و قصرهاي خيالي براي خود بپردازند... از اين مسأله ساده"تر، ساخت خودروهاي ضد گلوله است. هر چه ميزان ترور بيشتر باشد، تقاضا براي ساخت زره، يا خودروهاي ضد گلوله افزايش پيدا مي"كند و خيلي دور از ذهن نيست كه خودسازندگان خودروهاي ضد گلوله اقدام به ترور نمايند! چنان"كه شايع شده بود كه هيتلرHitler ، خودكشي نكرده، بلكه به ساختن آخرين سيستم بنزهاي ضدگلوله براي رؤساي كشورهاي جهان مشغول است؟!
تمامي اين ترورها و ايجاد وحشت""ها فقط براي اين است كه افراد حامي تروريست"ها بيشتر بتوانند در ويلاها و ساختمان"هاي خود خوش"گذراني كنند. مي"دانيم كه رياست تروريسم درقرن بيستم به عهده بن لادن بود. او يك شاهزاده سعودي است و شريك كاري جرج "بوش و اين نشان مي"دهد كه تروريسم روي ديگر سكه كالا"ها و صنايع لوكس است چون بدون ترور، مردم جرأت مي"كنند تا به ساخت ويلا و خرج"هاي كلان پادشاهان سعودي اعتراض "كنند ولي با اين وحشت، آنها به آرامي در ايتاليا و اسپانيا و حتي آمريكا نسبت به خريد جزيره و ساخت سازه"هاي لوكس مي پردازند و آن" قدر در اين كار اسراف مي"كنند كه مردم ايتاليا و اسپانيا از آنها به عنوان باران طلا نام مي"برند.
تعداد نابرابركازينو"ها با مدارس
در سراسر دنيا، آمار ويديو كلوپ"ها، كازينوها و مراكز بازي و قمار و ... بيشتر از تعداد مدارس است. در اطراف هر مدرسه"اي شاهد رشد مراكز بازي هستيم كه بسياري از اين بازي"ها "مجاز هستند ولي بسياري ديگر غيرمجاز و كودكان و نوجوانان هر آنچه در مدرسه مي"آموزند، در اين كلوپ"ها به دست فراموشي مي"سپارند چرا كه قدرت جاذبه اين بازي"ها، كودكان را از همان قدم اول به خود جذب مي"كند. در حالي كه مردم از رفتن به بيمارستان يا مدرسه احساس ناخوشايندي دارند، از رفتن به سينما يا تئاتر يا مراكز بازي احساس شادماني دارند... طراحان و فضاسازان مدارس و بيمارستان"ها هر چقدر بي ذوق، بي سليقه و بساز و بنداز هستند؛ بر عكس طراحان و فضاسازان مراكز بازي حتي از رنگ و بوي ساختمان خود غافل نيستند. در حالي"كه مديران مدارس، مساجد و تكايا به شدت ساعتي كار مي"كنند و يك لحظه هم درب مساجد يا مدارس ذز غير ساعات خود باز نمي ماند، مراكز تفريحي و بازي چنان طراحي و ساخته مي"شوند كه در آن گذشت زمان براي كسي احساس نمي"شود. زيباترين طرح"ها، چراغ"ها، بازي نور و صدا و انعكاس صوت
Share and enjoy
تحول اداري در طرح"هاي عمران&am
Posted at 5:36 AM, 4/8/2007 in Unspecified
تحول اداري در طرح"هاي عمراني
در مديريت نوين، جايگاه مديريت پروژه خود عنوان جداگانه"اي دارد و از آن به عنوان كميته، ستاد و امثال آن نام" برده مي"شود. به طور مثال اگر پروژه"اي طرح شود، به دليل مدت محدود آن، ايجاد يك مؤسسه، وزارت"خانه يا سازمان ضروري نيست. زيرا در تعريف؛ پروژه بمعني محدود شدن آن است يعني ابتدا و انتهاي آن مشخص است و به همين دليل پروژه يا طرح نام مي گيرد. لذا طبيعي است ايجاد يك سازمان ثابت و دايمي "براي اين منظور عاقلانه نيست و در اين گونه موارد ستاد يا كميته"اي تشكيل مي"شود كه نيروها و امكانات را از واحدهاي مختلف سازمان"هاي موجود شناسايي و تجميع مي"كند. يعني از نيروي انساني آن دعوت به عمل مي"آيد يا به آنان مأموريت داده مي"شود و در مورد تجهيزات نيز اين عمل به صورت حمل و نقل آن و ارسال و مراسلات صورت مي"پذيرد. اين عمل به آن جهت است كه در پايان پروژه درست عمل معكوس آن انجام مي"شود يعني محصولات و تجهيزات؛ حمل و نقل معكوس و برگشت به مكان"هاي اوليه و بازگشت مأموران به محل خدمت خود است. البته "اين عمل يك گسست (GAP) سازماني ايجاد مي"كند كه به ضرر هر دو مجموعه است، يعني تجربه كاركنان در محيط عادي با محيط پروژه تفاوت مي"كند و لذا تا مدت"ها اين مأموران تازه كار بايد در محيط بمانند تا با كارها و موازين جديد آن آشنا شوند و موقعي"كه در محل خدمت خود حاضر نيستند، سازمان متبوع نيز دچار وقفه"ي كاري در امر آموزش پرسنل خود به همين شكل مي"شود. يعني هر فرد جديدي كه به جاي آنان معرفي شود، باز تجربه كافي ندارد و مدت"ها طول مي"كشد تا اين تجربه ها به دست آيد. هنگام برگشت از مأموريت نيز، برخوردها و رفتارهاي جديدي ايجاد مي"شود كه نهايتاً به"نفع سازمان مادر نيست. مثلاً در پروژه، سخت گيري حضور، بسيار كمتر از سازمان"هاي متبوع مي"باشد در حالي"كه دستمزد آن برعكس است يعني سازمان"هاي متبوع دستمزد كمتري مي"پردازند و كاركنان در پروژه"ها دستمزدهاي بالاتري دريافت مي"كنند. علاوه بر آن كه دوري از مركز و شبانه"روزي بودن در پروژه"ها مي"تواند نظم ساعات كاري و اداري پرسنل واحدهاي سازمان مادر را برهم بريزد. زيرا تعريف و تمجيدي كه كاركنان مأمور از محل مأموريت خود يا انتقادي كه از آن مي"كنند، همه چيز را در هم مي"برد و معلوم نمي"كند كه مأموران درست مي"گويند يا مي"خواهند شرايط سازمان اصلي را به نفع خود تنظيم نمايند.
مدت و زمان Date & Time
تعاريف متفاوتي از پروژه و طرح شده است. لذا در بسياري از آنان، مدت زمان مورد سؤال واقع مي"شود. در تعريف نهاد و ارگان، مؤسسه و شركت هم "اينها را ملاحظه مي"كنيم. بطور مثال گاهي طرح براي مدت شش ماه منظور مي"شود ولي سال"ها طول مي"كشد، مانند پروژه"ي هسته"اي ايران كه مدت"ها قبل از انقلاب اسلامي از طريق آلمان"ها در يك موعد يك"ساله قرار بود ساخته و تحويل شود. ولي با ايراداتي كه كشورهاي عربي خليج فارس وارد كردند براي تحكيم موقعيت آن و جلوگيري از بدبيني آنان لازم شد كمي استحكام بالاتري پيدا كند. ولي اين شايعات ادامه يافت تا جايي"كه بعضاً باعث سقوط رژيم سلطنتي را هم همين امر مي"دانند، زيرا وجود يك كشور قدرت"مند اتمي "در كنار اعراب جنوب خليج فارس كه بجز رقص و آواز چيز ديگري نداشتند، خطرناك بود. و حتي حضور ايران در «ظفار»، نتوانست موقعيت هماهنگي در آن زمان بوجود آورد و اين موضوع هنوز هم ادامه دارد يعني كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس با انواع و اقسام اهرم"هاي خود مانع اجراي پروژه هسته"اي ايران مي"شوند و بهانه آنها فقط اين است كه مي"گويند ممكن است نشتي داشته باشد و هرچه "ايران اطمينان مي"دهد، قبول نمي"كنند. حتي بعد از انقلاب اسلامي ايران با روسيه وارد قرارداد شد و روس"ها كه تجربه كافي نداشتند، تأسيسات آن را كه آلمان"ها ساخته بودند بر هم ريختند و با روش جديد خود ساختند ولي هرگز آن را تمام نكردند. با اين"كه آخرين بار گفتند كه شهريور 86 تحويل خواهد شد ولي اخيراً صحبت"هايي كرده"اند كه زمان بيشتري مي"خواهند.
وابستگي ايران به كشورهاي جنوبي خليج فارس باعث شده كه براي تأليف قلوب آنان هم كه شده از انرژي هسته"اي دست بردارند و با اين"كه ادعا مي"شود كه در بسياري از علوم به خودكفايي رسيده"ايم ولي از تكميل حتي يك نيروگاه هسته"اي جلوگيري مي"شود. زيرا هرگاه از تكميل نيروگاه هسته"اي بوشهر صحبت مي"شود، بلافاصله شوراي همكاري جنوب خليج فارس با نام جعلي خليج العربي تشكيل شده و با چند اطلاعيه و ادعا نامه بر عليه جزاير ايران، اين امر مهم را مانع مي"شوند و لذا ميبينيم يك نيروگاه كه در دنيا مشابه زياد دارد و بالاتر از 1000 نوع آن ساخته شده و مدت آن به لحاظ پروژه بودن، كاملاً استاندارد شده و اعلام شده است، به دليل غيرعملي و غيرقابل قبول مدت بيش از30 سال به طول انجاميده و حتي ممكن است بيش از اينها هم طول بكشد. اين مدت زمان يعني يك نسل كارمندي از ابتداي ورود تا بازنشستگي؛ آن"هم در يك پروژه فقط!
تحول، تنها راه
براي پايان دادن به"اين امر فقط تحول اداري لازم است. يعني تمامي ضوابط و مقررات گذشته مخصوصاً در ارتباط با مسايل غير سياسي و يا سياسي بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد. همان"طور كه اشاره شد، نه تنها در ايجاد نيروگاه هسته"اي توفيقي نداشته"ايم، بلكه در فرستادن ماهواره"ها به فضا نيز دچار اين وقفه شده"ايم؛ به طوري""كه از سرنوشت ماهواره مصباح كه سه سال پيش به فضا پرتاب شد و يا ماهواره"هاي ديگر اطلاعي در دست نيست. به نظر مي"رسد كاركنان اين پروژه"ها با دو هدف كلي مانع انجام پروژه"ها مي"شوند. يك هدف آنها تطويل زماني است كه نوضيح داده شد يعني آنهايي"كه امكان فرار مغزها برايشان وجود ندارد، سعي دارند با طولاني كردن زمان پروژه، آينده"ي خود را تضمين كنند تا مفهوم پروژه به نوع ديگري تفهيم شود و راه بعدي كه بعضاً بسيار بدتر از اين راه است، كاركنان باهوش و يا سطح بالا آن را در نظر مي"گيرند و آن اين"كه با يك تحقيق يا پژوهش يا درج مقاله علمي، نام خود را در سطح جهان مطرح نمايند و با اولين دعوت"نامه از ايران خارج شوند و اطلاعات مربوطه را هم با خود به عنوان جهيزيه ببرند. به طور مثال در شركت تحقيقات مخابراتي كه بهترين تحقيقات مخابراتي را داشتيم و در سال 1376، بازرسي از آنجا بعهده ما گذاشته شد، مشخص شد كه بسياري از تحقيقات با هزينه دولت تا آخرين مرحله انجام مي"شود و در آخرين مرحله، پژوهشگر با بهانه"هاي واهي استعفا داده و به عنوان قهر، دست نوشته"ها را به همراه خود مي"برد و بعد به عنوان نمونه، ناگهان طرح گوشي تلفن همراه، از فنلاند سر در مي"آورد.
در تمامي طرح"هاي طول تاريخ هم اين مسايل را مي بينيم. مثلاً در سال"هاي حكومت صفويه، افشاريه و قاجار، تركيه و عراق و بسياري از كشورهاي فعلي جزو ايران بودند و دانشمندان ما بسيار پيشرفته. رياضياتي كه در مسجد امام اصفهان به كار گرفته شده، پس از 500 سال بتازگي فرمول"هاي آن توسط رياضيدانان آلماني كشف شده است. اما طي يك سفر به اروپا از سوي قاجاريه، قضيه كاملاً معكوس شد. حتي يك يهودي ترك بنام قره گوزلو، از ايران به عربستان رفت و خاندان وهابيون را پايه گذاري كرد. آنها ظاهراً مسلمان شدند و بعد به مكه و مدينه حمله كردند و شيعيان را كه كليددار كعبه بودند كشتند و خودشان خادم الحرمين شدند و در واقع مي"توان گفت سفر اروپايي قاجاريه تا امروز فقط صدور خودي به خارج بوده است. حتي مانده"ي آنان يعني مريم قجر عضدانلو كه نام خود را به مريم رجوي تغيير داده تا نسب خود را پنهان كند؛ در صدد است الباقي استان"هاي باقيمانده را تحت عنوان قوميت گرايي از ايران جدا كند.
تغيير افراد Perssonal changing
افراد مي"توانند متحول شوند ولي بسيار سخت است. مطالعات مديريت نشان مي"دهد گروه"هاي كوچك مديريتي و سازماني حداقل 7 سال لازم دارند تا تغييرات محيط (Invironmental change) را بپذيرند. در سازمان"هاي بزرگ"تر اين مكان به زمان بيشتري نياز دارد. ما مي بينيم وقتي در ايران انقلاب اسلامي اتفاق مي افتد، بسياري از سازمان"هاي دولتي، هنوز آماده پذيرش اصول اسلامي نبودند. دانشگاه"ها تا مدت"ها در مقابل اين تغيير (Resistance) مقاومت مي"كردند، كه انقلاب فر
Share and enjoy
شيعه در مقابل سني نيست
Posted at 1:04 AM, 4/8/2007 in Unspecified
بحثهايي در مورد اقتصاد شيعه يا مديريت شيعه وحتي سياست شيعه بمنرله مقابله با اهل سنت نيست
گرچه وهابيون از هزچه از اهل بيت مطرح شود بشدت نفرت دارند وبه اين نوع بهانه ها مانع رسيدن حقايق بگوش مردم ميشوند ولي بايد دانست خود مانيز دست كمي از انها نداريم انها با سوزاندن منابع شيعه به بهانه خريد كتب خطي همه اثار ايمه را ازبين بردند تا جاييكه وقتي امام زمان عليه السلام بيايد ومصحف فاطمه را بياورد خيلي ها تعجب خواهند كرد كه چطور يك بانوي 18 ساله اينهمه معلومات داشته واينهمه مسايل را به سادگي وروشني توضيح داده بله انهاييكه نميگذارند قبر فاطمه معلوم شود نه بخاطر اين است كه اور ادوست ندارند بلكه ميخواهنئد ثابت كنند دراوج اقتدار شيعه انها دست به انتقامجويي نزدند. وامام علي خود دراس انها بود كه براساس وصيت فاطمه سلام الله ايشان را شبانه غسل داد وشبانه دفن كرد تا عده اي نادان نخواهند به بهانه حمايت از شيعه به ديگران صدمه وارد كنند.
Share and enjoy
شايلوك در مطبوعات ايران !
Posted at 12:47 AM, 4/8/2007 in Unspecified
شايلوك در مطبوعات ايران !
برخي تصور ميكنند شايلوك مرده يا از بين رفته ولي الان تكثير شده ودر تمامي روزنامه ها وبانكهاي ايراني بوفور يافت ميشود اين موجود زميني كه بجز پول چيز ديگري نميخورد وانراهم تازه نميخورد بلكه مخفي ميكند شريك دزد ورفيق قافله است ! نزول خواري را مدرنيزه كرده وتورم وچند جمله ديگررا بدمبش بسته وراهي تجارت شده است ! دولت ها هم قادر نيستند اين موذي بي باك را در زنجير بكشند چون حاميان تحصيلكرده ومعنون دارند! همين ديروز بود كه قرار شد نرخ بهره كاهش پيداكند ولي مگر اينها ميگذارند؟ زندگيشان از اين نزولها تامين ميشود مگر فكر ميكنيد پاداش وحقوق ميلياردي روسا واعضا هيئت مديره بانكها غير از اين مسير بدست ميايد وفكر ميكنيد رشد قارچ گونه بانكهاي ربوي تحت عنوان بانك بدون ربا غير از نزولخواري كار ديگري بلد هستند؟
Share and enjoy
{ Last Page } { Next Page }
|