صبح ساعت 6 رسیدیم به محل مرکز
ساعت 7 تازه وارد شدیم.بعد از یه نیم ساعت یه مسئولان اعزام آمدند تا به سوال ها و نکات اعزام اشاره کنند.
اولین نکته که تاکید داشت ،داشتن برگ واکسیناسیون بود و بعد گفت کسانی که این برگ را ندارند اعزام نمی شوند و به من مراجعه کنند تا تاریخ اعزام را دو ماه دیگه بزنم.با زدن این حرف من و حسن خنده ملیهی کردیم توی فکر هردمون یه چیز بود .اما کمی نشد که فهمیدیم انجام این کار یعنی 3 ماه اضافه خدمت..
در مورد قبول شدگان هم گفت که باید حتما نامه از دانشگاه بیارند..
بیش از هزار نفر در محل بودند اما فقط 5 مینی بوس 2 تا اتوبوس آورده بودند.
حالا خودتون حساب کنید چه جوری سوار می شن...فقط این رو بگم که مسئول یگان با مسئول اعزام با هم در میان جمع درگبری فیزیکی و لفظی شدید پیدا کردند.
واقعا این مسئول اعزام این قدر روی اعصاب می رفت که نگو ..
تازه ساعت 11 ،7 تا اتوبوس شهری آوردند..نکته جالب به ما حتی آب نمی دادند.
ما هم پردیم توی یکی از این اتوبوس ها..
از شانس ما توی یک ساعت دو بار فقط باد زد...
دیگه داشت شرایط عادی می شد تا رسیدیم پلیس راه نور..جلوی ما رو به علت نداشتن برگه عبور گرفتند
..با این تماس بگیر با اون تماس بگیر اصلا قانع نمی شدند.
حالا حساب کنید 300 نفر که از ساعت 5 صبح حسابی کلافه هستند کنار پلیس را 1.5 ساعت نشسته اند.
جالب هست که اتوبوس ها با دستور نیروی انتظامی استان و برای اعزام نیرو هستند نه یک اردوی علمی-تفریحی
یهو بچه ها جاده رو بستند و بعد از 5 دقیقه با میانجی گری که نیم ساعت دیگه مشکل حل می شه..کوتاه اومدند.
بعد از نیم ساعت گفتند که اتوبوس ها برگردند...همین کافی بود تا دوباره بچه ها برن وسط جاده..برای مدت کمی کار به درگیری فیزیکی هم کشید...
تمامی کلانتری های اطراف به محل اومدند..بعد از دو نیم ساعت تصمیم گرفتند که با اسکورت ما رو به مرزن اباد چالوس ببرند..عجب مهم بودیم...کاری که می شد به آسانی حل شود چنان پیچیده شده بود که نگو..
ما که همیشه لژ نشین بودیم داخل اتوبوس ردیف های آخر بودیم..بچه هایی خوبی بودند..
از نکات جالب این بود که هر سربازی رو بین راه می دیدیم با کلمه آش خور سلام می کردیم...
داخل مرکز هم یه 3 ساعتی معطل شدیم.
این قدر روی پا نشسیتیم که نگو...
یکی از دوستان هم دانشکده هم دیدم که در حال نگهبانی از پله بود...
خلاصه روز به یاد ماندنی بود...
البته زیاد خوشحال نباشین من حداکثر 2 هفته دیگه تصفیه حساب می کنم... |