روزی تقاضای یک دستگاه فکس کردی....یکی از خان...هایی که ...ا زیر ...ج...وعه آنها هستی... به ...ن زنگ زد و گفت : یکی از بچه هایتان را بفرست که بیاید دستگاه فکس را ببرد.گفت... کسی نیست. خود... الان ...ی آی... ...ی بر.... گفت سبک است خودت ...ی توانی ببری. ...ن برای... ...ه... نبود که کسی ...را با دستگاه فکس ببیند. به ناگاه رئیس شرکت خروشید و گفت. تو اگر برای خودت اه...یت قائل نیستی برای اعتبار شرکت اه...یت قائل باش.یعنی تو باید دستگاه فکس بگیری دستت؟ یعنی باید ه...کارها ببینند تو خودت فکس را ...ی آوری؟ وقتی از شرکت بیرون رفت به ه...کار... که ...ی دانست... خبرچین است گفت... ارزش انسانها با به دست گرفتن یک دستگاه فکس ک... ن...ی شود. ارزش انسانها به اندوخته فکری آنهاست. اگر اینطور هست پس باید فلان خان... ...هندس را بی شخصیت بدانی... چون هر روز گوشی تلفن IP ، ...ود... ، سی... ، و ابزارهای دیگری در دست دارد و به شرکتهای ...ختلف سر ...ی زند و ...شکلات شبکه را بر طرف ...ی کند .
رئیس شرکت برای اینکه رئیس بودن خود را به ...ن القا کند در ز...ینه کا...پیوتر اجازه هیچگونه اظهار نظری به ...ن ن...ی دهد.ز...انی از یک عکس پرینت گرفت و آن عکس کوچک تر از اندازه ...ع...ولی چاپ شد. وقتی علت را پرسید گفت... رزولوشن آن پائین بوده است. گفت یعنی چه؟(این سوال را آقای ...هندس سخت افزار ...ی پرسد) وقتی توضیح داد... گفت چه اظهار نظرهایی ...ی کنی!!
روز دیگر به ...ن گفت که در اینترنت دنبال ...اجور (...اژول) ATA بگرد. حدس زد... خودش ن...ی داند هجی ...اژول چگونه است. چون از تلفظ فارسی آن ...شخص بود. ...ن در google نوشت... module ata گفت چرا فارسی نوشتی؟ در انگلیسی ATA module باید بنویسی. گفت... گوگل با توجه به گرا...ر کل...ه جستجو ن...ی کند.بلکه بر اساس ترتیب ورود کل...ات جستجو ...یکند.به ناگاه خروشید و با خش... گفت چرا ه...یشه اظهار نظر های اینچنینی ...ی کنی و حاضر نیستی بپذیری که اشتباه ...ی کنی ؟ گفت... ...ن تحقیق کرده ا... تا خلاف تحقیق... ثابت نشود بر حرف خود هست....با عصبانیت گفت از پشت کا...پیوتر بلند شو. بعد خودش نشست پشت کا...پیوتر و نوشت ATA module تعداد نتایج بدست آ...ده فرق ...ی کرد.از نظر ...ن وارد کردن کل...ه به صورت ATA درست نبود. چون ATA ...خفف است. ...ن ابتدا ...اژول را نوشت... تا حالت اختصاصی پیدا کند. وقتی نتایج را با آنچه ...ن آورده بود... ...تفاوت دید گفت حالا دیدید؟ گفت... شاید ترتیب نوشتن ...ن درست نباشد. ش...ا ATA را اول نوشتید بنابراین اولویت را به ata داده است. پس ...ن اشتباه نکرد... که گوگل با گرا...ر جستجو ن...ی کند. باز ه... حاضر نشد بپذیرد.در گذشته شخصی به ...ن گفت که در اینترنت 6 ...اه دنبال یک Ic گشته و نتوانسته پیدا کند. ...ن به او گفت... چون IC ...خفف integrated circuit هست بهتر است عبارت را به صورت کا...ل بنویسی و به این شیوه اطلاعاتی را که او 6 ...اه نتوانسته بود پیدا کند در عرض ک...تر از چند دقیقه برایش پیدا کرد.... از این رو بود که وارد کردن ATA را در اول صحیح ن...ی دانست...
نیاز به رئیس بودن در ه...ه ایرانیها هست.برای اینکه این نیاز در وجود ...ا ریشه دوانیده وضعیت...ان ه...یشه به ه...ین صورت خواهد ...اند.
اگر خسته نشدید در اینجا به زاویه دیگری از خوی و خصلت ایرانیها ...ی پرداز.... به حس قدرت طلبی و دو رو ودو رنگی ایرانیها. اگر در ایران زندگی ...ی کنید شاید برایتان خواندن این ...طالب جالب نباشد. ا...ا اگر خارج از ایران باشید حقیقتاً برایتان عجیب خواهد بود.در نتیجه آشنایی با یک اداره کوچک ...توجه ...ی شوید که علت کاغذ بازیها و پس گوش انداختن کار ارباب رجوع هیچ علتی ندارد جز اینکه کار...ند ادارات ...ی خواهند حس حقارت خود را با اینگونه رفتارهاجبران کنند. آنها به گ...ان خود بزرگ ...نشی که با دانش اندوزی کسب نکرده اند با زور گویی به کار...ندان زیر دست یا بی اه...یت جلوه دادن ارباب رجوع جبران ...ی کنند.با این حساب رسیدن به یک جا...عه د...وکراتیک ه... جز خواب و خیال چیز دیگری بیش نیست.تا عوض نشوی... د...وکراسی برای کشور ...ا ه...ان دیکتاتوری اکثریت ها بر اقلیت هاست.
ه...کار... ...عل... ریاضی است که باز نشسته شده است. حالا ببینید او چگونه حس رئیس بودن خود را به ...ن القا ...ی کند. او تنها وظیفه اش تلفن زدن به استانهای ...ختلف و ه...اهنگ کردن شرکتهای ...ختلف فقط از طریق تلفن است.ابزار او چیزی به جز تلفن نیست. خودش به شهرستان زنگ ...ی زند و هولکی گوشی را به ...ن ...ی دهد و ...ی گوید تو ارتباط را برقرار کن بعد گوشی را بده به ...ن. گفت... ...ن کار دار... چرا خودت این کار را ن...ی کنی؟ گفت اینجوری پرستیژش بهتر است.آنقدر اح...ق است که از پشت گوشی برای خودش کلاس ...ی گذارد. آن ه... برای کسی که در ه...ه ع...ر یکبار ه... او را نخواهد دید.فکر ...ی کند اگر ...ن برایش ش...اره بگیر... کلاسش بالا تر ...ی رود.هر وقت که ...شغول بود... این کار را برایش ن...ی کرد.... لج ...را برداشت.رئیس شرکت ...ی گفت حتی چند ثانیه ه... که تو در اتاق نیستی دست از غیبت تو بر ن...ی دارد.ا...ا جلوی روی ...ن به گونه دیگری رفتار...ی کرد.رئیس شرکت به صورت علنی گفت که آقای ح جلوی روی تو یک رفتار دارد و پشت سرت یک رفتاردیگر. این در خالی است که شرکت چهار نفره ...ا ارتقاء پستی نخواهد داشت. اگر ه... داشته باشد او هرگز کارهای ...را ن...ی تواند بکند چون کا...پیوتر را حتی بلد نیست خا...وش کند.او و رئیس شرکت بهانه هایی از ...ن ...ی گرفتند تا قدرت خود را بر ...ن اع...ال کنند. ...ثلاً چرا به فلان شخص که گفته آقای ح ش...اره فکس اشتباه به ...ا داده گفتی که ...ن خود... در کنار ه...کار... بود... که ش...اره را به ش...ا داد. چرا تلفن بیش از 2 زنگ خورده است. چرا فلان سایت را خواندی یا در چت به دوستت فلان حرف را زدی.چرا به فلانی که زنگ زدی برای تع...یر پرینتر خیلی با احترا... حرف زدی؟ اگر کارش را خوب انجا... نداد ن...ی توانی تخفیف بگیری. با فلان خان... چرا ص...ی...ی شدی که فردا اگر حقت را خورد رودرواسی باعث شود نتواند اعتراض کنی؟ چرا به ه...کارت گفتی بغل کردن کودک و گذاشتن او در ...هد کودک خسته ات کرده است!!!
شاید اینها به نظر ...وضوعات کوچکی باشند که بعضی با خود فکر کنند اه...یت خواندن ندارد. ا...ا به نظر ...ن خلق و خوی ...ا ایرانیهای درون وطنی را نشان ...ی دهد....ن که در ایران زندگی ...ی کن... با توجه به روحیات ...رد... در ...ترو در خیابانها ، بی...ارستانها ، پارکها ودر ...حیط کار و غیره به این نتیجه رسیده ا... که با خوشبختی خیلی فاصله داری....اگر ...شروطه به ...وفقیت نرسید، اگر رضا شاه خیلی از کارها ...ثل برداشتن حجاب خان...ها را به زور انجا... داد ؛ اگر الآن سایه استبداد نعلین بر سر ...ا سنگینی ...ی کند به خاطر این است که چنین ...رد...ی داری....بهتر است خود...ان را گول نزنی...
|