Random Blog
Join JournalHome.com.
Create your own free blog today.
Create Your Blog
Flag this entry/bog.
It will be manually reviewed.
Report This!

harfhaaye tanhaayee

3/11/2005 - اي کاش ناداشت خري نداشت
Posted in Unspecified

گدا اگر معتبر شود

از خدا بی خبر شود

همه انسانها ظرفیت اینکه پست و مقام به دست بیاورند ، ندارند.انسانهایی که از نظر روانی کمبود هایی دارند، وقتی پست کوچکی هم به آنها برسد، خودشان را گم می کنند. البته من بنا را بر روی خوش بینی می گذارم و می گویم که همه ایرانیان اینطوری نیستندو تصادف روزگار در یک روز مرا با چند نفر که چنین خصلتی را دارند، مواجه کرد. البته چون شیرازی هستم باید خاطر نشان کنم از میان افرادی که به آنها مراجعه کردم ، فقط یک نفر شیرازی بود.منظور من این است که این روحیه مختص شیرازیها نیست.

از نوشتن این چند سطر فقط می خواهم خوانندگان وبلاگ را با روحیه کنونی ایرانیها آشنا کنم.

سازمان جهانگردی فارس برشوری از جلوه های جهانگردی استان فارس تهیه کرده است و آن را به رایگان در اختیار فرودگاه، آژانس های خبرنگاری ، آژانس های مسافرتی و ... قرار می دهد.

دوست داشتم برای یکی از دوستانم که از همه هستی برایم عزیز تر است و در غربت زندگی می کند، تعدادی از این برشورها را تهیه کنم.وقتی به جهانگردی مراجعه کردم و به آنها گفتم که من راهنمای توریست هستم و تعدادی از این برشورها را می خواهم، مسئول روابط عمومی جهانگردی گفت: برو از اداره ای که در آن کار می کنی نامه بیار.به دفتر خبرگزاری رفتم و به معاون رئیس گفتم ، لطفاً یک نامه بدهید که من از این برشورهای رایگان تهیه کنم. گفت من نمی توانم باید به رئیس بگویی. به آقای رئیس گفتم ، او هم گفت من یک رئیس هستم ، آن وقت بیایم نامه بنویسم؟ اینها را رایگان به همه می دهند. گفتم می دانم رایگان است اما جهانگردی گفت : از اداره ای که کار می کنی نامه بیار. گفت : من نامه نمی نویسم. اما یک روز یک نفر را می فرستم برایت بگیرد.چون دلم نمی خواست برای بار دوم به او رو بزنم ، به دفتر آژانسی که برایش تور می بردم مراجعه کردم . رئیس آژانس مسافربری هم گفت: اینها هر سال به ما سهمیه می دهند. اما می ترسم نامه بدهم به شما از سهمیه ما کم شود. من به او گفتم که به سازمان جهانگردی گفته ام که این برشورها را برای خودم می خواهم . گفت ممکن است با این حال سهمیه ما را کم کنند. توی فرودگاه به همه زبانی به رایگان هست.یک نفر از کارمندان این آژانس گفت : خانم فلکه شهرداری از  کیوسک شیشه ای می توانی این برشورها را تهیه کنی.من هم به سراغ خانمی که که در این کیوسک نشسته بود رفتم و از اینکه به خاطر برشورهای رایگان این همه مرا به این طرف و آن طرف پاس دادند ؛ گفتم. با تعجب گفت: چقدر این دوره زمانه مردم بخیل شدند. اما ما هم تمام کردیم.اما نگران نباش من برایت تهیه می کنم. او بلند شد و درب کیوسک شیشه ای را قفل کرد و به من گفت همینجا باش و هر کسی آمد بگو الان مسئول اینجا بر می گردد. او به ارگ کریمخانی رفت و تعدادی از این برشورها را برایم گرفت: اصلاً نمی دانستم چه طور از این خانم محترم تشکر کنم. کسانی که برایشان زحمتی نبود یک نامه بنویسند مرا پاس دادند . اما این خانم محترم کار خودش را به خاطر من تعطیل کرد.. باز هم به معرفت این خانمها. ای کاش نا داشت خری نداشت

 

Share |
Post A Comment! :: Send to a Friend!

Notify me of followup comments via e-mail.

Share and enjoy
  • Digg
  • del.icio.us
  • DZone
  • Netvouz
  • NewsVine
  • Reddit
  • Slashdot
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • YahooMyWeb
About Me



Recent Posts
Menu
Calendar
«  May 2012  »
MonTueWedThuFriSatSun
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031 

Friends
    Links


    Entry 1 of 22
    Last Page | Next Page